
وی در ادامه با اشاره به اینكه امام خمینی(ره) در اوج فساد حاكم آمد و در راس یك انقلاب قرار گرفت افزود: آنچه كه از دل این انقلاب اسلامی برون آمد و مردم به آن رای دادند جمهوری اسلامی بود.
رییس جمهور سابق کشورمان ادامه داد: امروز كسانی میگویند «رای مردم مفهوم ندارد و به هر قیمتی كه هست، باید بر مردم حكومت كنیم».
وی افزود: این در حالی است پیشنهاد جمهوری اسلامی در آن زمان و اینكه امام خمینی(ره) میزان را رای ملت دانستند خود ریشهای مهم و اساسی است كه سبب شده جنبش اسلامی مردم ایران از جنبشهای ظاهری و تو خالی دیگری كه به نام اسلام است، جدا شودوی بزرگترین فساد در جامعه اسلامی را دروغ گفتن به مردم و بدترین فسادها را تحقیر آنان و اجازه ندادن به آنها تا رای خود را آزادانه اعلام كنند، دانست.


وی بدون اظهارنظر بیشتر در این خصوص افزود: به نظر میرسد هنوز فضا برای انتقاد باز است و میشود انتقاد کرد. گفتنی است سخنگوی کارگزاران پیش از این در گفتوگو با سایت اینترنتی رجا نیوز درباره احمدینژاد گفته بود «این آقا هم مثل من فقط در راهپیماییها و کارهای دانشجویی حضور داشته و سهماش در به ثمر رسیدن انقلاب همین قدر است و الان هم اتفاقی رییس جمهور شده است.»
پس از آن بود که حسین شریعتمداری به سخنان مرعشی واکنش نشان داد و در سرمقاله روز یکشنبه روزنامه کیهان خواستار اخراج وی از حزب کارگزاران شد.

.عسگری گفت: آیتالله هاشمی رفسنجانی سالهای سال خطیب نمازجمعه تهران و نایب رئیس مجلس خبرگان بوده و ضمن این كه تفسیر راهنما دارند و یكی از شرطهای شورای نگهبان برای كاندیداتوری خبرگان اجتهاد است و بیش از ۴۰ نفر مجتهد به آیتالله رفسنجانی رای دادهاند.

در پيام تسليت سید محمد خاتمي به مناسبت درگذشت مرحوم امين پور آمده است:
مرحوم قيصر امين پور گوهر تاباني بود كه خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود، او از وفاداران به انقلاب اسلامي و خواستار سربلندي ايران عزيز بود و اينك در جوار رحمت حق آرميده است، اما ياد و نام او همواره زنده و انگيزاننده به سوي خوبي و معرفت و حقيقت خواهد بود.در بخش ديگري از اين پيام تسليت آمده است: "فضيلت و هنر داغدار خاموشي مهر تاباني است كه درآسمان آگاهي و دين داري و ادب و هنر روزگار ما مي درخشيد و جانهاي مومن و زيبايي طلب و خيرخواه و والانگر را روشني ميبخشيد.
غریبانه
http://www.gharibaneh.blogfa.com
یه سری بزنید
خود خودش بود استاد مسعود کیمیایی.گفتم این اینجا چکار میکنه؟؟انگار حواسش نبوده.شایدم صدا و سیما حواسش نبوده.28 سال سانسور.حتی تیزر تبلیغاتی فیلمهای کیمیایی هم اجازه ی پخش نداشت.
اول اعتراض رو نمایش دادن همونجا که مهدی فتحی مونولوگ میگه.همون جمله های معروف و استاد خودش همزمان با فیلم زمزمه میکرد:
((سلامتی سه تن،ناموس و رفیق و وطن))
((سلامتی سه کَس، زندونی و سرباز و بی کَس))
گفت:تا حالا تنها فیلم من که مورد توجه مسئولین بوده ضیافت بوده.آقای ضرغامی تازه آمده بودند ارشاد که فیلم رو دیدن و به من تبریک گفتن و من دیدم که پس میشه.البته فقط همین یک بار بوده در این 28 سال.البته جواد طوسی منتقد همیشه حامی کیمیایی و فریدون جیرانی از علاقمندان ویژه سینمای استاد خیلی تحویلش گرفتند.که انتظار هم همین بود.مسعود کیمیایی آدم بزرگی ست در سینما.اینقدر که با فیلم قیصر سینمای ایران رو دگرگون و وارد دوره ی جدیدی کرد.حضورش در تلویزیون برای من که خیلی خوشمزه بود.

می دونم بد موقعی برا قصه شنیدنه؛ولی من،می خوام براتون یه قصه بگم.
وقت زیادی ازتون نمی گیرم.
یکی بود،یکی نبود...یه شهری بود،خوش قد و بالا.آدمایی داشت،محکم و قرص.ایام،ایام جشن بود؛جشن غیرت.همه تو اوج شادی بودن که یه هو یه غول حمله کرد به این جشن.اون غول،غول گشنه ای بود که می خواست کلی از این شهرو ببلعه.همه نگرون شدن؛حرف افتاد با این غول چی کار کنیم؟ما خمار جشنیم؛بهتره سخت نگیریم...
اما پیر مراد جمع گفت:باید تازه نفسا برن به جنگ غول.قرعه به نام جوونا افتاد؛جوونایی که دوره ی کُرکُریشون بود،رفتن به جنگ غول...غول،غول عجیبی بود...یه پاشو می زدی،دو تا پا اضافه می کرد.دستاشو قطع می کردی،چند تا سر اضافه می شد.خلاصه چه درد سر...بالاخره دست و پای آقا غوله رو قطع کردن و خسته و زخمی برگشتن به شهرشون،
که دیدن پیرشون سفر کرده...
یکی از پیر جوونای زخم چشیده جاشو گرفت.
اما یه اتفاق افتاده بود؛بعضیا این جوونا رو طوری نگاشون می کردن که انگار،غریبه می بینن...شایدم حق داشتن...آخه این جوونا مدت ها دور از این شهر،با غوله جنگیده بودن.جنگیدن با غول آدابی داشت،که اونا بهش خو کرده بودن.دست و پنجه نرم کردن با غول،زلالشون کرده بود.شده بودن عینهو اصحاب کهف؛دیگه پولشون قیمت نداشت...اونایی که تونستن خزیدن تو غار دلشونو اونایی هم که نتونستن،مجبور به معامله شدن...
من شما رو نمیشناسم؛اما اگه مثل ما فارسی حرف می زنید،پس معنی غیرتو می فهمید؛این غیرت داره خشک می شه.
شاهرگ این غیرت ...... 
کمک کنید نذاریم این اتفاق بیفته؛
من برای صبرتون یه "یا علی" می خوام،
همین.

مرد انقلاب کنار نمیرود.هاشمی نفر دوم است... هنوز.

-۱۳۶۶نوشتن فیلم نامه "جزیره گمشده":سرگذشت عکاس و خبرنگاری که از جنگ میترسد ولی سر از خط اول جبهه در می آورد!! ایده ای که 8 سال بعد "لیلی با من است" از روی آن ساخته شد.البته فیلمنامه حاتمی کیا طنز و کمدی نبود اما در اوج سالیان جنگ این فیلم نامه را طرح کردن خود جای تامل دارد.
1367-سالی است که حاتمی کیا فیلم نامه "دیده بان" و "مهاجر" را تمام کرد.دیده بان را همان سال ساخت و مهاجر را 1369تصویر نمود.دو فیلمی که برای اولین بار به شکل هنرمندانه "انسانهای جنگ" و"تحولات و درونیاتشان" را مطرح میکرد. وتا آن روز همواره "خود جنگ" اتفاقات ،حماسه ها و... در فیلم ها ارائه میشد و حاتمی کیا آغاز گر راهی نوین بود که بعد ها توسط سایر فیلمسازان و هنرمندان پیموده شد.
1371- پایان فیلمنامه "از کرخه تا راین" و ساخت آن در 1372:اینکه "از کرخه تا راین" در زمان خود فیلم آوانگاردی محسوب میشد تنها به شخصیت "نوذر"(بسیجی بریده و پناهنده ) اشاره میکنم که در آن سالها مورد اعتراض خیلی ها قرار گرفت.که آنرا خیالی میپنداشتند اما در سالیان بعد "نوذر ها"ی زیادی رشد کردند.فکر کنم بر سر همین تهاجمات بود که "شهید آوینی" آن نامه-مقاله معروف خود را در حمایت از حاتمی کیا نوشت با این عنوان(که بعدها ضرب المثل شد!!):"تویی که بر دامنه آتشفشان ایستاده ای...."
1375- توجه کید که حاتمی کیا فیلمنامه "آژانس شیشه ای" را قبل از شروع "موج دوم خرداد" نوشت.جریانی که غیرقابل پیش بینی از دوم خرداد 76 شروع شد و وقتی در سالهای 77-78 به شکل افراطی –یکجانبه کل نسل دهه 60و رزمنده ها در تمام رسانه ها و افکار عمومی زیر سوال میرفت و با تند روی بسیجی های رادیکال روبرو میشد.آنگاه تازه "حاج کاظم"و"عباس" در برابر "سلحشور" بر پرده سینما قد علم کردند.

